این روزایی که مثل عید نیست

سلام 

اونایی که توی ایران هستید فک کنم حسابی خوش میگذره مشغول مهمونی و عید دیدنی و عیدی گرفتن و عیدی دادن و خلاصه مطمینم حسابی سر حالید 

من دلم تنگ شده زیاد مخصوصا برای بابام دلم میخواست پیشم بود 

عید همیشه برای ما یه جورایی فرا تر از سنت بود از بچگی یادمه همیشه سفره هفت سین بود و لباس نو میپوشیدیم فرقی نداشت سال تحویل چه موقع از روز یا شب باشه همیشه مرتب سر سفره هفت سین منتظر تحویل سال بودیم و سریع همو بغل کنیم و بهم بگیم عیدت مبارک و عیدی بگیریم اول عیدی همیشه از بابام بود و مامان بزرگم و دستشون همسشه خیلی خوب بود و تا اخر عید کلی عیدی میگرفتیم...  بعدم شیرینی و اجیل بخوریم و منم سریع قاشق میزدم توی سمنو عاشق سمنو ام....دلم برای اون وقتا تنگه امسال اینجا عید نبود هوا سرد و درختا لخت اون شلوغی و شور و شوق عید و خونه تنکونی و خرید که توی ایران هست اینجا نبود خوب البته وقتی ایرانی توی اقلیت باشه همینم میشه....

امسال اولین سالی بود که سفره هفت سین نداشتم موقع سال تحویل  چون خونه یکی از دوستان رفتیم که انگلیسی بود و خوب هفت سین نداشت ولی خوب بهم خوش گذشت شب چند تا از دوستان جمع بودیم و شام خوردیم و بعد هم یه دعا برای نوروز خوندیم که البته یه نفر به زبون رومانی خوند و خوب من هیچی نفهمیدم ولی بعدش به زبان انگلیسی هم خوندیمش

بعد چایی و کیک و قهوه بود و حرف زدیم شب خوابیدیم و صبح یه صبحونه خوردیم و رفتیم بیرون قدم زدیم که هوا سرد و بینهایت بادی بود رفتیم توی یه کافه خیلی قدیمی که فک کنم قدمتش به صد و پنحاه سال پیش میرسید و خیلی جالب بود فضای آرومی داشت بعدم رفتیم از کنار بندر ماهی خریدیم برای شب و برگشتیم خونه و ماهی و سبزیجات و گذاشتیم توی فر و یه ناهار سبک خوردیم جمع و جور کردیم و من یکم کنار شومینه دراز کشیدم و تقریبا ساعت چهار و نیم عصر با یه دوست دیگه راه افتادیم به سمت یه شهر دیگه که شب اونجا همه جمع بودن برای نوروز  یک ساعت توی راه بودیم و رسیدیم و تقریبا فکر کنم پنجاه نفر بودیم شایدم بیشتر سفره هفت سین هم بود کسایی که اومده بودن همه ایرانی نبودن برای همین اولش یه کوچولو در مورد نوروز حرف زدن و بعد و شام خوردیم که هر کسی یه چیزی درست کرده بود اورده بود سبزی پلو و ماهی که گل سرسبد بود قورمه سبزی و قیمه و.کوفته سبزی تا پیتزا و لازانیا و سالاد ماکارونی و سوپ و کلی چیزای دیگه که من یادم نیست شام و خوردیم و همه کمک کردن میز و ظرفا رو جمع کردن و تمیز کردیم گذاشتیم ماشین بشوره و چند نوبت ماشین پر و خالی شد بعدم بزن و برقص بود و کلی خوش گذشت و خندیدیم بعدم چایی و قهوه و انواع کیک و شیرینی و شکلات 

اینجا یه خوبی که داره هروقت هر مهمونی و جمع دورهمی دوستانه هست هر کسی با خودش غذا و دسر میاره و همیشه زحمت گردن یه نفر نیست قسمت خوبش اینه که همه چیز خیلی تنوع داره

بعدم باز بزن و برقص بود و کم کم مهمونا رفتن و ما تقریبا اخرین تفر رفتیم چون شب قرار بود بریم خونه همون دوستی که برگذار کننده این جشن بود خلاصه تقریبا ساعت دوازده و نیم بود که رسیدیم خونه تا ساعت دو نشستیم کلی حرف زدیم و تعریف کردیم و میترا جون هم برام عیدی خریده بود و بهم داد دستش درد نکنه یه پراهن آبی خیلی خوشگل

صبح هم ساعت هشت بیدار شدیم و سیگورد رو بردیم پیاده روی و یک ساعت رفتیم قدم زدیم و هوا هم آفتابی بود ولی سرد بود  اومدیم خونه و ناهار هم ماهی خوردیم و من دیگه داشتم غش میکردم از کم خوابی و رفتم یکم خوابیدم عصر هم چایی داغ کنار شومینه و تعریف کردن و حرف زدن بعدم دیگه کم کم اماده شدیم برگردیم که تا یه مسیری رو با یه دوست اومذیم و یه مسیری هم با قطار که تا رسیدیم خونه ساعت 12 شب بود بعدم خوابیدیم و فرداشم مدرسه و درس و همه چیز روتین بود  چهارشنبه و جمعه هم کلاس مترجمی فشرده داشتم که تو این هفته مدرکش برام پست میشه

نمیدونم گفتم یا نه ولی هفته قبل از عید هم کلاس کمک های اولیه داشتم و اونم مدرکش رو گرفتم

اینجا هم ده روز مدرسه تعطیله چون تعطیلات  ایستر هست و من فعلا از کتابخونه یه کتاب گرفتم که بخونم بیکار نباشم 

میخوام اگه بشه برای تولدم یه گردنبند برا خودم بخرم هنوز نمیدونم ولی تو فکرش هستم  حالا ببینم چی میشه 

شاید اگه حوصله داشتم عکسا رو بذارم اخر همین پست 

همین!

/ 6 نظر / 21 بازدید
نیلوفر

آرزو دارم سالي که پيش رو دارين........ آغاز روزايي باشد که آرزو دارين ........ لحظه هاتون زعفروني ، نيلوفرگونه و قشنگ[ماچ][قلب][خجالت][چشمک]

نیلوفر

آرزو دارم سالي که پيش رو دارين........ آغاز روزايي باشد که آرزو دارين ........ لحظه هاتون زعفروني ، نيلوفرگونه و قشنگ[ماچ][قلب][خجالت][چشمک]

بی قلب

عزیزم زیاد غصه نخور اینجا زیاد از این خبرا نیست! از اول عید تا حالا خونه ی یکی از اقوام بیشتر نرفتیم کلا هم خونه سوت و کوره! همه چه هم آرومه! [خنثی]

سروین

خوبی عزیزم؟؟ خوش میگذره بهت؟ بابا جواب بده خووووووو

سپیده

ما هم مسافرت بودیم عید دیدنی نرفتیم [چشمک] عکسهارو اضافه کن[پلک]

سروین

آخییییشششششش قربونت برم من دلم لک زده برات جییییییییگگگگگگگرررررررممممممم[بغل]