همینجوری الکی

سلام خوبید؟  خوشید؟ 

من که خوبم و هیچ خبر خاصی هم نیست 

فعلا روزا همینجوری میگذره اتفاق هیجان انگیزی هم نمیوفته

هوا همچنان سرد هست مثلا بهار شده درختا یکی درمیون سبز شده بعضیاشونم هنوز لخت و خشک موندن ولی همچنان هوا سرد هست و اصلا قصد نداره گرم بشه بعضی روزا آفتابی هست و آدم رو گول میزنه چون وقتی میری بیرون میبینی که سرد و بادی هست چند روز هم که کلا زمستون برگشت و حسابی سرد و آسمون تیره و تاریک و بارونی شد خلاصه که آخرشم فک کنم کلا شاید یک ماه نسبتا بشه اسمش رو هوای تابستونی گذاشت حالا ببینم اون یک ماه کی قراره شروع بشه....

بعضی روزلی افتابی که باد نیاد حسابی هوا خوب میشه و کنار دریا خیلی میچسبه منم میرم و قدم میزنم و سنگ های خوشگل جمع میکنم

دوشنبه هم قراره یه کلاس فوق برنامه برم که خیلی شانسی و اتفاقی جور شد به یه نفر سپرده بودم و اون برام جور کرد که توی کالج هست از هشت صبح تا دو ظهر هست نمیدونم همین یه روز هست یا بیشتر طول بکشه حالا دوشنبه باید برم ببینم

دیگه  یه روزم با دوستامون رفتیم موزه و از ده صبح تا دو ظهر تو موزه بودیم و همون جا هم ناهار خوردیم که خیلی خیلی خوش گذشت و واقعا قشنگ بود بعدشم رفتیم خونه یکی از دوستامون اونجا هم تا ساعت هفت نشستیم به حرف زدن و تعریف کردن و منم یه کتاب از کتابخونشون قرض کردم بخونم که نویسنده اش یه خانونم ایرانی هست ولی خوب این ترجمه انگلیسیش هست که داستان زندگیش رو نوشته یه مدت توی زندان بوده  از قضا نویسنده کتاب فامیل یکی از دوستانم هست

 

 

/ 1 نظر / 14 بازدید
سروین

خوشحالم که خوبی عزیزکمممممممم[قلب]